شنبه 28 اردیبهشت ماه سال 1387
امشب بد جوری دلم گرفته راستش یه دل شکسته خسته ام.
خیلی وقت است که دلم می خواد بنویسم همش تو فکر هستم

نمی دانم که شعر زیر از کدام شاعر هست ولی یه جورایی ازش خوشم اومده نمی دونم چرا ولی فکر می کنم توش یه دنیا حرف هست

در مکتب ما فراموشی نیست..... در مسلک ما عشق هم آغوشی نیست
مهر تو اگر به هستی ما افتاد هرگز به سرش خیال خاموشی نیست

دل شکسته ام اندوهگینم امشب هر کدام از تکه های شکسته قلبم می خواد بخونه
دلم می خواد فریاد بزنم تا همه بدانند که پاسخ محبت را چگونه دادند
خدایا کمکم کن یاریم کن

بعد از گسستن ها آن دل شکستن ها
فردا تو می آیِی

بعد از جداییها آن بی وفایی ها
فردا تو می آیِی

خود شکن آیینه شکستن خطاست
شنبه 21 اردیبهشت ماه سال 1387
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
دوشنبه 16 اردیبهشت ماه سال 1387
آرزوهاتو یه جا یادداشت کن و یکی یکی از خدا بخواه.خدا یادش نمیره ولی تو یادت میره که

چیزی که امروز داری آرزوی دیروزت بود
چهارشنبه 11 اردیبهشت ماه سال 1387
بچه ها به پنج دلیل دوست داشتنی اند

۱_گریه می کنند چون گریه کلید بهشته.

۲_قهرکه می کنند زود آشتی می کنند چون کینه ندارند.

۳_چیزی که می سازند زود خراب می کنند چون به دنیا دلبستگی ندارند.

۴_با خاک بازی می کنند چون تکبر ندارند.

۵_خوراکی که دارند زود می خورند و برای فردا نگه نمی دارند چون آرزوهای دراز ندارن